افزایش رتبه سایت با جستجوی واژه ها کلیدی سایت شما بدست کاربران در سراسر کشور فقط توسط گروه رادیب. دیده شدن شما در نتایج نخست موتور های جستجو یعنی اعتبار برند شما، صاحبان محترم کسب و کار، پیمان گرفتن در صفحه نخست موتور های جستجو یعنی رشد سوداگری شما، قرار دریافت در راه برند شدن، شناخته شدن و در پایان فروش اغلب فرآورده یا خدمت. ما با پروا به نیاز سوداگری شما برای قرار دریافت در صفحه اول گوگل با جستجوی کلمات کلیدی مدنظر، شما را در رسیدن به بهترین جایگاه و رتبه سایتتان یاری می کنیم. افزایش بازدید، درمان رتبه الکسا و بالا بردن ترافیک وبسایت ها با بهترین روش می باشد به گونه ای که در درمان رتبه الکسای سایت ها تاثیر چشم گیری خواهد داشت. تاثیر این طریق در یک بازه 7 الی 14 روزه قابل نگریستن می باشد. رادیب، کاربران را هدایت می کند الی وارد لینک باره نظر شما شوند. این فرمایش مایه شفا رتبه وبسایت شما در الکسا می گردد.
Ads
برای اینکه به راحتی بتوانید گزارش و لیست آی پی هایی که از وبسایت شما بازدید کرده اند را گرفتن کنید، خواهشمند است حساب(Google Analytics) خود را پرکار نمایید الی پروسه بازدید های ارگانیک گوگل را به راحتی آنالیز کرده و مشاهده کنید. همچنین بعد از شروع بازدید ها ما یک لینک برای شما ارسال خواهیم کرد که گزارش لحظه ای بازدید های شما در آن صفحه قابل مشاهده است
انالیتیکس
سامانه کسب درآمد و بازدید از وبسایت
سیستم بازدید رادیب یک نظام افزایش بازدید، درمان رتبه الکسا و بالا بردن شدامد وبسایت ها با بهترین شیوه می باشد به گونه ای که در شفا رتبه الکسای سایت ها کارایی چشم گیری خواهد داشت. کارایی این شیوه در یک بازه 7 الی 14 روزه قابل تماشا می باشد.
سامانه بازدید رادیب در راستای رسیدن به اهداف خویش از دو گروه کاربری سهم می برد، گروه نخست کاربرانی که به کسب درآمد بصورت تضمینی، بدون دربایستن به حضور دائمی، فقط با یک کلیک و یک دقیقه پیشه در روز می پردازند، فقط از طریق بازدید خودکار و با استفاده از یک مرورگر و گروه دوم کاربرانی که جهت افزایش ترافیک وبسایت، تفریق رتبه الکسا و راه های افزایش بازدید سایت در گوگل از بازدید های راستین کاربران ما مستفیض می گردند.
امید است بتوانیم با ارائه بهترین خدمات، رضایت شما را جلب نماییم.
بازاریابی محتوا یکی از محبوبترین و مقرون بهصرفهترین استراتژیهای بازاریابی در دسترس است، اما به این معنا نیست که هزینهی بسیار پایینی دارد. اگر بخواهید یک استراتژی باکیفیت را به مرحلهی اجرا درآورید، صرفنظر از اینکه محتوای موردنظر شما را کارمندان داخل شرکت تهیه میکنند یا مؤسسات خارج شرکت، درهرصورت باید سرمایهگذاری سنگینی داشته باشید.
خوشبختانه تکنیکهایی وجود دارند که به شما کمک میکنند بدون کاهش کیفیت، هزینهی بخش بازاریابی را کاهش دهید. بیشتر بازاریابها هرگز از این تکنیکها صحبت نمیکنند، زیرا نمیخواهند اسرار خود را به اشتراک بگذارند یا نمیخواهند این ابزارها در راههای نادرست به کار گرفته شوند.

احتمالاً با خودتان فکر میکنید: «چه ایدهی بدی!» بله، اگر این تکنیک را درست اجرا نکنید، ایدهی واقعاً بدی خواهد بود. فرض کنیم یکی دو سال پیش، یک پست وبلاگ بسیار موفق با موضوعی که همیشه در صنعت شما صادق است، منتشر کردهاید. شکی نیست که این محتوا میتواند خوانندگان زیادی را به وبلاگ شما جذب کند یا نرخ تبدیل بیشتری به همراه بیاورد. پس چرا نباید با انتشار دوبارهی مطلب، از این پتانسیل استفاده کنید؟
البته شما نمیتوانید هرماه مطالب مشابهی پست کنید و امیدوار باشید نتایج جدیدی ببینید. اما گزینههای معتبری نیز پیش رو دارید. اگر لااقل یک سال از انتشار محتوای شما گذشته، احتمالاً به ورطهی تکرار نمیافتید. اگر میخواهید در مدتزمان کوتاهتری محتوا را بازنشر دهید، باید برخی تغییرات را در پست خود لحاظ کنید. برای مثال تغییر تیتر، تغییر بخشهای داخلی و ویرایش محتوا بهنحویکه حس یک مطلب جدید را تداعی کند. فقط مطمئن شوید که url آن را تغییر نمیدهید، زیرا در این صورت ارزش سئوی از پیشساخته شدهی خود را از دست میدهید.
اگر درگذشته محتوای موفقی را در وبلاگ خود داشتهاید، میتوانید آن را برای رسانههای دیگر دوباره طراحی کنید. بهعنوانمثال میتوانید دادهها را بهصورت اینفوگرافیک طراحی کنید، یا برخی از نکات مهم را در یک ویدیو بازتاب دهید.
شما حتی میتوانید مقالهی خود را بهعنوان فصلی از یک کتاب الکترونیکی بزرگتر منتشر کنید، یا آن را به بخشهای کوچکتر تقسیم کنید و در رسانههای اجتماعی نظیر توییتر یا فیسبوک، پست کنید.

ایدههای خلاقانه، تولید محتوا، ویرایش و سپس انتشار آن، گامهایی در جهت موفقیت بازاریابی محتوا هستند، اما برخلاف آنچه که اغلب بازاریابها فکر میکنند، سیکل بازاریابی در همین مرحله پایان نمیگیرد.
به گفتهی اریک سیو، کارآفرین و مدیرعامل شرکتسینگل گرین، شما باید ۲۰ درصد از زمان خود را برای تولید محتوا و ۸۰ درصد آن را برای ارتقای محتوا صرف کنید. برای شروع، محتوای تولیدی را در همهی کانالهای شبکههای اجتماعی شرکت، منتشر کنید. همچنین میتوانید از آگهیهای پرداختی یا اینفلوئنسر مارکتینگ نیز استفاده کنید. یا محتوا را به وبسایتهای مختلف ارائه دهید و لینک داخلی آن را دریافت کنید.
یکی از عناصر وقتگیر کمپینهای بازاریابی محتوا، خلق ایدههای جدید است. شما باید دائماً موضوعات نوآورانهی جدیدی مطرح کنید، در مورد آنها تحقیق کنید و راهی برای ارائهی جذاب محتوا به مخاطب بیابید.
اما با تولید سری ماهانه، در زمان و پول خود صرفهجویی میکنید. بهعنوانمثال میتوانید هرماه در مورد یکی از تأثیرگذاران صنعت خود صحبت کنید. یا در یک مجموعهی چندقسمتی، مفاهیم پایهای کسبوکار خود را برای مخاطبین جدید شرح دهید.

مصاحبهها یکی از تأثیرگذارترین و قویترین انواع محتوایی هستند که میتوانید تولید کنید. برای مثال اگر با یکی از افراد تاثیرگذار صنعت مصاحبه کنید، هم وقت کمی صرف میکنید و هم اعتبار خود را تا حد زیادی افزایش میدهید.
امروزه دسترسی به تجهیزات صوتی و ویدیویی بسیار ساده و مقرونبهصرفه است و تنها کاری که شما باید انجام دهید، آماده کردن سؤالات مصاحبه است. سؤالات را بپرسید و بعداً مصاحبه را روی کانال ارتباطی موردنظر منتشر کنید.
حضور همکاران مهمان نیز به وبلاگ شما رونق بیشتری میدهد. بسیاری از نویسندگان جوان و مشتاق از این دعوت استقبال میکنند، زیرا به آنها فرصتی برای دیده شدن میدهد. بهعلاوه کیفیت کار برخی از آنها واقعاً عالی است.
بهاینترتیب هم شما به محتوای مناسبی دستیافتهاید وهم نویسندهی مهمان از مخاطبین جدیدی بهرهمند شده است. طبق روال معمول، نیازی نیست به یک نویسندهی مهمان دستمزدی بپردازید، اما شاید مجبور شوید برای ویرایش مطلب کمی وقت بگذارید.
اگر علاقهای ندارید که نویسندگان خارج از شرکت را به همکاری دعوت کنید، میتوانید محتوای وبلاگ را به اعضای داخلی شرکت بسپارید. از اعضای تیم بخواهید که در موقعیتها و رویدادهای مختلف، در مورد موضوعی که موردعلاقهی مشتریان است، مطلبی بنویسند.
در این صورت طیف متنوعی از موضوعات و دیدگاههای منحصربهفرد را دریافت میکنید که از دریچههای متفاوت توصیفشدهاند. بهعلاوه مجبور نیستید زمان یا هزینهی بیشتری صرف کنید.
به یاد داشته باشید که همهی تدابیر کمهزینهی شما در یک کمپین بازاریابی، ممکن است مورد سوءاستفاده قرار بگیرند. اما عموم تاکتیکهایی که معرفی کردیم، هیچگونه عواقب منفی در پی ندارند، البته تا زمانی که کیفیت محتوا و رضایت کاربران را اولویتهای اصلی خود قرار دهید.
در مراحل اول، این استراتژیها را محتاطانه مورداستفاده قرار دهید، بهطوریکه در آینده فرصت رشد و اصلاح آنها وجود داشته باشد. اگر میخواهید کمپینهای بازاریابی پربازده و سودآوری برگزار کنید، باید به راههای خلاقانهی دیگری که میتوانند هزینههای شما را کاهش دهند نیز فکر کنید.
طبق تعریف، بازاریابی دیجیتال مجموعهی کلی تلاشهای بازاریابی آنلاین شما است و گرچه بازاریابی اینترنتی بخش عمدهای از این رویکرد را به خود اختصاص میدهد، ولی دامنهی بازاریابی دیجیتال کانالهای دیگری نظیر بیلبوردهای الکترونیکی، پیامهای متنی، USSD و آگهیهای دیجیتالی تلویزیونی را هم شامل میشود. همانطور که اینوستوپدیا مینویسد:
بازاریابی دیجیتال به معنی استفاده از اینترنت، دستگاههای تلفن همراه، رسانههای اجتماعی، موتورهای جستجو، تبلیغات صفحهنمایش و کانالهای دیگر بهمنظور دستیابی و تماس با مصرفکنندگان است. دیجیتال مارکتینگ زیرمجموعهای از بازاریابی سنتی، ولی وسیعتر از بازاریابی اینترنتی است، چراکه خدمات پیام کوتاه (SMS)، سرویس اطلاعرسانی ساده (SNS)، بهینهسازی موتور جستجو (SEO)، بیلبوردهای الکترونیک یا تعاملی و دیگر تبلیغات آنلاین (مانند تبلیغات بنری) را نیز شامل میشود. برخی از متخصصین بازاریابی، دیجیتال مارکتینگ را کاملاً از بازاریابی سنتی متمایز میدانند، زیرا این رویکرد به روشهای کاملاً جدیدی برای درک رفتار مشتریان نیاز دارد.

مهمترین اصل بازاریابی دیجیتال، تعامل با مشتریان است که از درک و مدیریت روشهای زیر حاصل میشود:
۱- دستگاههای دیجیتال: تعامل اغلب مشتریان با برندها از طریق وبسایتهای تجاری و اپلیکیشنهای موبایل و روی دستگاههایی نظیر گوشی هوشمند، تبلت، کامپیوتر و تلویزیون و همچنین کنسولهای بازی صورت میگیرد.
۲- پلتفرمهای دیجیتال: در سطحی دقیقتر، مشتریان بهواسطهی پلتفرمهایی نظیر فیسبوک و اینستاگرام، گوگل و یوتیوب، توییتر و لینکدین با شرکتها ارتباط برقرار میکنند.
۳- دیجیتال مدیا: شامل کانالهای ارتباطی پرداختی، مالکیتی و شخصی نظیر تبلیغات، ایمیل و پیام، موتورهای جستجو و شبکههای اجتماعی.
۴- دادههای دیجیتال: هر شرکت، پروفایل مخاطبان و تعاملاتی که با کسبوکار دارند را آرشیو میکند. امروزه در بسیاری از کشورها، برای حفظ و نگهداری دادههای مردم، قوانین شفافی وجود دارد.
۵- تکنولوژی دیجیتال: کلیهی تکنولوژیهای بازاریابی یک برند که بهمنظور تعامل با مشتریان مورداستفاده قرار میگیرد، نظیر دستگاههای خودپرداز، کیوسکهای خودکار و کمپینهای ایمیلی، در این بخش قرار میگیرند.
بیش از ۷۲ درصد از بازاریابان معتقدند که امروزه بازاریابی سنتی بهتنهایی پاسخگوی نیازهای معرفی و تبلیغات کسبوکار نیست. در پایان سال ۲۰۱۷، متوسط «افزایش درآمد» کسبوکارهایی که از بازاریابی دیجیتال استفاده کرده بودند، به ۳۰ درصد میرسید. طبق آمار ۸۰ درصد از شرکتها در طول سال جاری، بودجهی بازاریابی دیجیتال خود را افزایش میدهند. اما چرا شما باید استراتژی دیجیتال مارکتینگ مناسبی را در طرح کسبوکار خود لحاظ کنید؟
بازاریابی دیجیتال صرفاً یک نیروی مؤثر رشد محسوب نمیشود، بلکه سرنوشت محتوم همهی مانورهای بازاریابی سنتی است. ارتباطات دیجیتالی، سازگارتر، سریعتر، قابلسنجش و نتیجهبخش هستند و بازاریابی دیجیتال به همان اندازه که برای بازاریابان پرمنفعت است، مزایای زیادی را هم به مصرفکنندگان پیشنهاد میدهد. مهمترین عللی که باعث میشوند این سبک بازاریابی، گامی ضروری برای کسبوکارها باشد عبارتاند از:
دیجیتال مارکتینگ، بسته به هر سطح بودجهای که در اختیار دارید، گزینههای متفاوتی را برای گسترش تلاشهای بازاریابی پیش روی شما قرار میدهد و کمک میکند با هزینهای کمتر، به مخاطبین بیشتری دست پیدا کنید. حتی اگر بازدهی برنامههای بازاریابی ده سال پیش را نگاه کنید، متوجه میشوید که اغلب استراتژیهای پرهزینه، فقط در دسترس شرکتهای بزرگ بودند و کسبوکارهای کوچک باید از تکنیکهای نازلتری استفاده میکردند که احتمال موفقیت آنها کم بود.
اما تاکتیکهای دیجیتال مارکتینگ قابل تنظیم و شخصیسازی هستند و ازاینرو بسیار ارزانتر تمام میشوند. حتی اگر بخواهید وارد بازار بزرگی شوید که شرکتهای قدرتمندی در آن فعالیت میکنند، بازهم میتوانید گروه کوچکی از مشتریان را هدف قرار دهید و صدای خود را به نحوی تأثیرگذار به گوششان برسانید.

کسبوکارهایی که اینترنت را بهعنوان روش ترجیحی بازاریابی خود انتخاب میکنند، میتوانند بهسادگی نرخ تبدیل خود را (Conversion Rate) اندازهگیری کنند. تخمین نرخ تبدیل، با شناسایی مخاطبینی که به لید و سپس مشترکین تبدیل میشوند و درنهایت محصولی را خریداری میکنند، حاصل میشود. SEO، بازاریابی رسانههای اجتماعی و ایمیل مارکتینگ، روشهایی هستند که نرخ تبدیل بالاتری دارند، زیرا میتوانند کانال ارتباطی سریعتر و کاراتری ایجاد کنند.
احتمالاً میدانید که همهی ترافیک وبسایت شما، لزوماً سودآوری نخواهد داشت. دیجیتال مارکتینگ به شما فرصت میدهد به افرادی دسترسی پیدا کنید که واقعاً به خدمات شما اهمیت میدهند، بنابراین نرخ تبدیل بالاتری خواهید داشت.
یکی از فاکتورهایی که به بقای کسبوکار کمک میکند، شهرت و اعتبار غیر مخدوش است. در طول چند سال گذشته مشخصشده که مشتریان شرکتهایی را ترجیح میدهند که از حاشیههای منفی به دورند. بازاریابی دیجیتال به مشتریان کمک میکند ارزیابی شخصی خود را از محصولات ثبت کنند. شما به کمک ایمیل مارکتینگ و بازاریابی شبکههای اجتماعی میتوانید برای اغلب مشکلاتی که مشتریان مطرح میکنند، راهحلی بیابید و حتی با آنها چت زنده داشته باشید. مشتریان میتوانند در صفحات پرسش و پاسخ وبسایت شما، سؤالات و پیشنهادات خود را مطرح و ارتباط مثبتی با برند برقرار کنند.
این روزها تقریباً همهی مشتریان به تلفن همراه دسترسی دارند و بسیاری از آنها مشخصات کالای موردنیاز خود را از این طریق جستجو میکنند. حتماً شما هم شاهد بودهاید که گاهی یک مشتری، برنامهی خرید خود را از یک برند تغییر داده، زیرا متوجه شده که یک محصول دیگر، از قابلیتهای مطلوبتری برخوردار است.
حضور برند محصولات شما در پلتفرمهای مختلف، به مشتریان اجازه میدهد تجارب مختلف خود را امتیازدهی کنند. ارزیابی و امتیاز مثبت یک مشتری، بهسرعت مخاطبین دیگر را نیز به سمت برند شما جذب میکند. شما باید همهی صفحات رسانههای اجتماعی شرکت، گزینههایی را برای حل مشکلات مشتریان و نظرخواهی از آنان در نظر بگیرید. این امر اعتبار برند شما را در ذهن مشتریان بالقوه بهشدت افزایش میدهد و نرخ تبدیل را بالاتر میبرد.
در پروسهی بازاریابی سنتی، شما باید پیشاپیش به هر یک از مدیومهای بازاریابی بودجهی جداگانهای اختصاص بدهید. اما در بازاریابی دیجیتال، به پکیجهای مختلف تبلیغاتی با قیمتهای متفاوت دسترسی دارید و میتوانید تصمیم بگیرید که کدام گزینه، با وضعیت مالی شرکت شما سازگاری بیشتری دارد. حتی یک سرمایهگذاری کوچک در ایمیل مارکتینگ، نتایج مشارکت مشتریان را بهبود میدهد. بهعلاوه شما به کمک ابزارهای آنالیز وب متوجه میشوید که آیا وبسایت شرکت، نرخ بازگشت سرمایه (ROI) بهینهای را فراهم میکند یا خیر. شاید وبسایت شما درآمدزایی مستقیمی نداشته باشد، ولی همیشه میتوانید نرخ تبدیلی را که از ایمیلها یا تماسهای تلفنی فروش حاصل میشوند، ارزیابی کنید.
یک کسبوکار کوچک، پیش از آنکه به مرحلهی سودآوری برسد، باید تا حد ممکن در مخارج خود صرفهجویی کند. بازاریابی دیجیتال به شما فرصت میدهد هم بودجهی خود را متعادل نگهدارید وهم به مشتریان بیشتری دسترسی داشته باشید. شما میتوانید استراتژی بازاریابی خود را به شیوهای برنامهریزی کنید که تنها از تکنیکهای همتراز با بودجهی شرکت استفاده کنید. اگر برنامهای برای افزایش بودجهی بازاریابی ندارید، بازهم میتوانید بازار منحصربهفرد خود را از بین مخاطبینی که مطمئن هستید پیشنهادات شما را ارزشمند میدانند، انتخاب کنید.
ازآنجاکه هزینههای بازاریابی دیجیتال پایینتر و نرخ بازگشت سرمایه آن بالاتر است، دامنه بیشتری برای کسب درآمد در اختیار داریم. تحقیقات مشترک موسسهی IPSOS هنگکنگ و گوگل نشان میدهد که درآمدزایی دیجیتال مارکتینگ، ۲.۸ برابر روشهای بازاریابی سنتی است. با توجه به افزایش نرخ تبدیل، درآمدزایی شرکت بازهم شتاب بیشتری به خود میگیرد. بهاینترتیب کسبوکارهایی که استراتژیهای رشد خود را مبتنی بر پول جاری تنظیم میکنند، با سرعت بیشتری در مسیر رشد قرار میگیرند.

همانطور که اشاره کردیم، بازاریابی دیجیتال محدودهای وسیعتر از بازاریابی اینترنتی را پوشش میدهد. یک بازاریاب حرفهای، میداند با چه ترکیبی از ابزارها و تاکتیکها، به هدف موردنظر شرکت نزدیک شود. برخی از ابزارهایی که برای اجرای استراتژی دیجیتال مارکتینگ خود در اختیار دارید:

اغلب مردم هنگامیکه میخواهند محصولی را خریداری کنند، پروسهی تصمیمگیری خود را با جستجوی آنلاین آغاز میکنند. این امر، یک فرصت طلایی برای بازاریابان محسوب میشود، چراکه اگر آنها بتوانند نام برند خود را در صدر صفحات نتایج جستجو نمایش دهند، وبسایت آنها ترافیک ارگانیک (یا رایگان) بیشتری به دست میآورد و درنتیجه مشتریان بالقوهی بیشتری را جذب میکنند.
نکتهی مهم این که وبسایتها، بهطور تصادفی در صفحهی نتایج موتورهای جستجو رتبهبندی نمیشوند. کسب رتبهی برتر مستلزم تلاشهای بسیار دقیق و گاهی گرانقیمت است. این پروسه بهینهسازی موتور جستجو یا سئو نام دارد. در این روش، استراتژیستهای دیجیتال، موتورهای جستجو را «متقاعد میکنند» که وبسایت آنها باید برای یک یا چند عبارت مورد جستجو، رنکینگ بالایی به دست آورد.
راههای متعددی برای بهینهسازی موتور جستجو وجود دارد. سه فاکتور مهم رتبهبندی گوگل عبارتاند از:
اگر میخواهید وبسایت خود را بهینهسازی کنید، در خصوص RankBrain کار زیادی نمیتوانید انجام دهید. اما میتوانید کمپینی را باهدف افزودن بکلینکها به سایت شرکت و تولید محتوای باکیفیت آغاز کنید. در هفتههای آینده، بهبود سئوی سایت را با جزئیات بیشتر آموزش میدهیم.
زمانی که شما روی سئو کار میکنید، هزینهای بابت بهبود رتبهبندی سایت پرداخت نمیکنید. درصورتیکه برای خرید ترافیک فهرست SERP (صفحهی نتایج موتور جستجو) هزینه کنید، درواقع از تاکتیک SEM استفاده کردهاید.
یکی از مزایای لیستهای پرداختی SEM، این است که نتایج آن بالای نتایج ارگانیک قرار میگیرند و بهنوعی میانبر وبسایت شما محسوب میشوند. اما هزینهای که برای بازاریابی موتورهای جستجو میپردازید، به ماهیت رقابتی واژههای کلیدی بستگی دارد.
شما برای بهکارگیری این تاکتیک، به کارشناسی نیاز دارید که با Google AdWords و تبلیغات نمایشی/جستجو کار میکند. گوگل با استفاده از قابلیتهای محلی سازی تبلیغات و متریکهای پیشرفته، این امکان را فراهم میکند که میزان کارایی آگهی خود را اندازهگیری کنید. علاوه بر گوگل، تبلیغات فیسبوک نیز یکی دیگر از فرصتهای غیر رایگان آگهی وبسایت است.

همانطور که گفتیم، محتوا یکی از مهمترین فاکتورهای رتبهبندی گوگل محسوب میشود. به همین دلیل است که بازاریابان دیجیتال، سرمایهگذاری و فعالیت بسیار زیادی در این حوزه دارند.
بهطورکلی، بازاریابی محتوا به معنی تولید محتوای باکیفیت در یک وبلاگ است که برای مشتریان بازار هدف تولید ارزش میکند. زمانی که این افراد یک اصطلاح مرتبط با صنعت شما را جستجو میکنند، به مقالهی شما میرسند و اطلاعات بیشتری از برند شما به دست میآورند. جالب این که بازاریابان دیجیتال، غالباً بهترین کارشناسانی هستند که از بازاریابی محتوا برای ارتقای برند خود استفاده میکنند.
بسیاری از بازاریابان تلاشهای بازاریابی محتوای خود را با تحقیقات کلیدواژهها آغاز میکنند. به این منظور آنها باید کلماتی را پیدا کنند که ۱) مرتبط با افراد حاضر در یک بازار هدف باشد. ۲) برای رتبهبندی سخت نباشد.
شما به کمک تعدای برنامه، متوجه میشوید که کدام کلیدواژهها کاربران را به سایتهای رقیب میرساند و آنها از کدام بکلینکها برای کمک به رتبهی این واژهها استفاده میکنند.
زمانی که کلیدواژههای اصلی را پیدا کردید، باید محتوایی را پیرامون آن توسعه دهید. معمولاً بهتر است که برای هر کلیدواژه، یک مقاله داشته باشید. بهاینترتیب مطالب زیادی در وبلاگ خودخواهید داشت که فرصتهای بیشتری را برای رتبهبندی بهتر در اختیارتان میگذارند.
بهعنوان یک قاعدهی کلی، بهتر است کلیدواژهها را در عنوان مقاله و پاراگراف اول مطلب بگنجانید. در مرحلهی بعد آنها را در سراسر متن جایگذاری کنید.
توجه کنید که استفادهی بیشازحد از کلیدواژهها، این سیگنال را به موتورهای جستجو ارسال میکند که قوانین بازی را خوب رعایت نکردهاید. بعلاوه در مورد طوب مقاله، ابعاد یک مقالهی مطلوب، حدود ۱۵۰۰ کلمه است.

یکی از بهترین مزایای بازاریابی رسانههای اجتماعی، رایگان بودن آن و مهمترین هدف این تاکتیک، افزایش تعامل با کاربران است. لایک و کامنت مخاطبین، به این معنا است که شما از افرادی که در محدودهی بازار هدف قرار دارند، پاسخی دریافت کردهاید. این پاسخ یا واکنش، به اعتمادسازی برند منجر میشود.
بهعلاوه تعاملات مخاطبین به ارتقای کسبوکار شما کمک میکند. به همین دلیل است که برخی از رسانههای اجتماعی نظیر فیسبوک، تعاملات را نشانگر میزان محبوبیت یک پست میدانند. پستهای بسیار محبوب، توجه سایر مردم را نیز جلب میکنند و با نرخی افزایشی، شانس بیشتری برای دیده شدن دارند.
شما باید محتوایی را در رسانههای اجتماعی پست کنید که راهگشای نیاز مخاطبان است. البته باید کانال رسانهای مناسبی را برای کسبوکار خود انتخاب کنید. بهعنوانمثال اگر در صنعتی فعالیت میکنید که متکی بر محتوای بصری است (مثل صنعت مد)، شبکههای اینستاگرام و پینترست، کارایی بیشتری برای شما دارند. یا اگر برای یک شرکت B2B کار میکنید، لینکدین مؤثرترین کانال ارتباطی شما است.

پرداخت به ازای هر کلیک یا تبلیغات کلیکی، یکی دیگر از گزینههای تبلیغات پرداختی است. در این روش به یک سایت ناشر، بابت هر بار که روی لینک شما کلیک میشود، هزینهای را پرداخت میکنید. شبکههای تبلیغاتی و کانالهای رسانههای اجتماعی، بهترین مقاصد اجرای این تاکتیک به شمار میروند. بااینحال باید ابتدا مطمئن شوید که این انتخاب، RIO مناسبی به همراه دارد.
شما میتوانید تبلیغات بنر را نیز در وبسایتهای ناشر اجرا کنید، اما فعالیت خود را به سایتهایی محدود کنید که مطمئن هستید توسط مشتریان هدف، زیاد مورد بازدید قرار میگیرند.
در این روش، شما محصولات شرکت دیگری را در وبسایت خود تبلیغ میکنید و به ازای درآمدی که آنها از این طریق به دست میآورند، کمیسیون دریافت میکنید.
بسیاری از بازاریابان حرفهای، ایمیل مارتینگ یا بازاریابی ایمیلی را یکی از مهمترین جوانب بازاریابی آنلاین میدانند. در این روش شما مستقیماً با تکتک افرادی ارتباط برقرار میکنید که هرروز در یک پلتفرم قدرتمند، یعنی صندوق دریافت ایمیل خود، حضور مییابند.
مهمترین اصل بازاریابی ایمیلی، این است که همیشه پیش از اضافه کردن یک مخاطب به لیست ایمیلهای شرکت، باید از او اجازه بگیرید. در غیر این صورت شما یک اسپمر خواهید بود و برخلاف آنچه تصور میکنید، فعالیت شما به اعتبار شرکت آسیب میرساند.
یکی از ایدههای خوب جذب مخاطب، این است که در هر ایمیلی ارسالی، خدمات رایگانی را به کاربران ارائه دهید. بهعنوانمثال میتوانید یک کتاب یا مقاله الکترونیکی آموزش استفاده و مصرف محصول را به ایمیل تبلیغاتی ضمیمه کنید. لیستهای توزیع ایمیل، به ارتقای کسبوکار شما کمک میکنند. پس لینک محتوای باکیفیتی را که در وبلاگ شرکت منتشر کردهاید، به همراه توضیحات کافی در مورد محصولات و خط تولید شرکت، برای مخاطبین ارسال کنید.
اتوماسیون بازاریابی به نرمافزارهایی اشاره دارد که عملیات بازاریابی را خودکارسازی میکنند. بسیاری از دپارتمانهای بازاریابی میتوانند وظایف تکراری خود را (نظیر ایمیل، شبکههای اجتماعی و دیگر فعالیتهای مبتنی بر وب) از طریق پروسههای خودکار تکمیل کنند.
عملکرد روابط عمومی آنلاین تا حد زیاد مشابه با PR سنتی است، با این تفاوت که در فضای آنلاین صورت میگیرد. هدف اصلی این تاکتیک، پوشش حضور آنلاین برند در نشریات دیجیتالی، وبلاگها و وبسایتها است.
حالا شما مهمترین ابزارها و تاکتیکهای عملیاتی دیجیتال مارکتینگ را میشناسید. در مطالب آینده، شیوهی تدوین طرح بازاریابی دیجیتال و استراتژیهای ویژهای را که به شما کمک میکنند اهداف بازاریابی شرکت را محقق کنید، شرح میدهیم.
اومنی چنل لغتی است که در مدل تجاری B2C (تجارت بین کسبوکار و مصرف کننده) کاربرد دارد و تجربهی یکنواخت مشتری از خرید را توصیف میکند. به این صورت که تجربهی خرید مشتری از یک کانال به کانال دیگر منتقل شده و هیچ کاستی در مدیریت، پشتیبانی و نتیجهی خرید مشاهده نشود.
بهعنوان مثال تصور کنید مشتری کالایی را از طریق موبایل در وبسایت برند مشاهده کرده و پس از ثبت سفارش برای خرید حضوری به فروشگاه مراجعه میکند. این یعنی وبسایت شرکت نسخهی موبایل دارد و اطلاعات کامل محصول مانند قیمت و موجودیت کالا را درج کرده است. سپس زمانی که مشتری به صورت فیزیکی به فروشگاه مراجعه میکند یعنی کانال ارتباطی از حالت آنلاین به آفلاین تغییر کرده است. همچنین درخواست مشتری به فروشنده رسیده است و نیازی به تکرار آن نیست. درنهایت مشتری خرید خود را دریافت میکند و از فروشگاه خارج میشود یعنی موجودیت محصول به درستی در وبسایت شرکت درج شده و سفارش مشتری به فروشنده منتقل شده است. در این مثال تمام کانالهای ارتباطی با هم هماهنگی داشتهاند و تجربهی خوبی از خرید را در ذهن مشتری ماندگار کردهاند.
در ارتباط کسبوکارها با مشتری سلسله مراتبی وجود دارد که در ادامه بیشتر به توضیح آنها میپردازیم.

۱- مولتی چنل (Multichannel): همانطور که میدانید ابزارهای الکترونیک مانند موبایل، رایانه و تبلت پیشرفت زیادی داشتهاند و اغلب کسبوکارهای امروزی از این کانالها برای ارتباط با مشتریان استفاده میکنند. مردم نیز انتظار دارند تمام کسبوکارها از طریق ایمیل با مشتری ارتباط برقرار کنند یا از طریق شبکههای اجتماعی به سوالهایشان جواب دهند. یا بهعنوان مثال بارها برایمان پیش آمده که شکایتی را از طریق وبسایت مطرح میکنیم و چند روز بعد از طرف تیم پشتیبانی برای رفع مشکل تماس گرفته میشود.
درواقع تکنولوژی امروزی ارتباط بین کانالهای مختلف را امکانپذیر کرده است به طوری که تیم پشتیبانی با مشاهدهی سابقهی مشتری، از طریق ایمیل به شکایت او پاسخ میدهد. البته گاهی اوقات اینطور نیست و با اینکه موضوعی را از طریق ربات چت مطرح کردهایم مجبور میشویم در تماس تلفنی دوباره همه چیز را تکرار کنیم. درواقع در مولتی چنل، مشتری در هر درگاه اینترنتی هویت مستقل و جداگانهای دارد یعنی اطلاعاتش به سایر درگاهها منتقل نمیشود. اما کراس چنل به این مشکل رسیدگی کرده است.
۲- کراس چنل (Cross channel): این شیوه یک مرحله از مولتی چنل بالاتر است و مشتری هویت یکسانی در تمام درگاههای ارتباطی دارد. بهعنوان مثال زمانی که مشتری از طریق ربات چت شکایت خود را مطرح میکند و پشتیبانی با او تماس میگیرد، نیازی به تعریف دوبارهی مشکل نیست. به عبارتی کراس چنل یعنی اطلاعات مشتری به تمام کانالهای ارتباطی منتقل میشود. حتی اگر در هر مرحله یک نفر به مشکل رسیدگی کند، باز هم اطلاعات به طور کامل منتقل میشوند و نیازی به تعریف دوبارهی مسئله از طرف مشتری نیست. البته ناگفته نماند در این روش هر درگاه هویت مستقل دارد. به نظر میرسد این روش تمام مشکلات را حل کرده باشد اما اومنی چنل راه حل بهتری دارد.
۳- اومنی چنل (Omnichannel): در اومنی چنل مشتری فارغ از کانال ارتباطی در مرکز توجه قرار میگیرد. این یعنی سفر مشتری نباید تکرار شود یا به عقب پیشروی کند بلکه باید حرکت روبه جلو داشته باشد. پاسخ مشتری باید در لحظه داده شود یعنی سابقهی خرید او باید به طور کامل در سیستم ذخیره شده باشد. هر تعامل با کاربر باید او را یک قدم در مسیر جلوتر ببرد. بهعنوان مثال اگر با مسئول پشتیبانی چت میکند باید بتواند گفتگو را از طریق اساماس ادامه دهد یا روند کار را از طریق تلفن پیگیری کند. درنهایت کد رهگیری یا هر مدرک دیگری از طریق ایمیل برایش ارسال میشود.
در این روش مهم نیست مشتری سوالی را از طریق ایمیل مطرح میکند یا نیاز به پشتیبانی دارد، هر درخواست ارتباط از طرف کاربر باید با بررسی سابقهی گذشتهی او انجام شود. درنتیجه استفاده از این روش نیازمند تغییرات اساسی در نحوهی کارکرد سازمان و سرویسدهی آنها است.

اومنی چنل از دیدگاه تیم خدمات: در گذشته هرکدام از کارمندان بخش پشتیبانی برای کار در یک کانال ارتباطی خاص آموزش میدیدند. بهعنوان مثال برخی به تلفنها پاسخ میدادند، برخی ایمیلها را چک میکردند و هیچ ارتباطی میان آنها وجود نداشت. اما امروزه باید از روش ترکیبی استفاده شود. یعنی برندی که بخواهد سرعت و کارآمدی خود را بالا ببرد باید طرز تفکر قدیمی خود را عوض کرده و اومنی چنل واقعی را به مشتریها عرضه کند.
اگر شما هم قصد دارید وفاداری مشتری را از طریق ایجاد تجربهی خوب بالا ببرید یا میزان خرید را افزایش دهید باید ارسال تیکت و پشتیبانی به روشهای قدیمی را فراموش کرده و تغییرات اساسی در سیستم پشتیبانی اعمال کنید. کارمندان تیم پشتیبانی نباید تنها برای دادن پاسخهای از پیش تعیین شده آموزش ببینند. این افراد مسئول برقراری ارتباط با مشتری هستند و باید تمامی اطلاعات گذشتهی کاربر را در اختیار داشته باشند. یعنی از زمانی که کاربر وارد وبسایت میشود تا زمانی که خرید صورت میگیرد همهی اطلاعات باید ذخیره شود و در صورت نیاز بازیابی شود. درنتیجه کارمندان باید به نوعی مشتریها را دنبال کنند.
البته کسبوکارهای زیادی هنوز به مراکز تماس وابسته هستند و استفاده از این امکانات جدید را رد میکنند. کارمندان این شرکتها نهایتا از یک یا دو کانال ارتباطی میتوانند استفاده کنند. درنتیجه برای استفاده از شیوهی اومنی چنل علاوه بر تغییرات اساسی در زیرساختها باید نحوهی انجام کار جدید را به کارمندان توضیح دهند.
![]()
شرکت دیزنی یکی از شرکتهایی است که با استفاده از مفهوم اومنی چنل ارتباط خوبی با مشتریها برقرار میکند. این شرکت براساس داستانهای تخیلی و خلاقانه ساخته شده و تعجبی ندارد که در دنیای واقعی نیز از راههای خلاقانهای برای بازاریابی اومنی چنل استفاده کند. شرکت دیزنی توجه ویژهای به جزئیات دارد و دسترسی به تمام قسمتهای وبسایت را از طریق موبایل نیز امکانپذیر کرده است. کاربر بعد از ثبت درخواست بازدید میتواند برای هر دقیقه از سفر از طریق اپلیکیشن برنامهریزی کند. بازدیدکنندگان میتوانند داخل پارک از طریق اپلیکیشن، محل تمام مناطق دیدنی و مدت زمانی که باید در صف بایستند را دنبال کنند. کاربران همچنین از طریق اپلیکیشن اتاقهای خود را تحویل میگیرند و تمام خریدهایی که انجام دادهاند را به سرویس اتاق اضافه میکنند. تمام کانالهای ارتباطی دیزنی به هم متصل هستند و تجربهی خوبی را برای کاربر فراهم میکنند.
استارباکس یکی دیگر از برندهایی است که به خوبی از مفهوم اومنی چنل استفاده کرده است. استارباکس در اکثر شهرهای دنیا شعبه دارد و تجربهی خوبی را برای مشتریهای خود فراهم میکند. هر زمان کاربر حساب خود را از طریق کارت بانکی یا موبایل پرداخت میکند امتیاز خریدی که داشته به حساب کاربریاش اضافه میشود. اپلیکیشن استارباکس همچنین نزدیکترین شعبه را به کاربر معرفی میکند و با دریافت سفارش کاربر تا زمان رسیدن او قهوهی مورد نظرش را آماده میکند. کاربران همچنین میتوانند لیست قهوهی جدید را در منو مشاهده کرده و از آهنگی که در هر شعبه پخش میشود مطلع شوند. مطمئنا هر کاربری بعد از تجربهی چنین امکاناتی به مشتری دائم برندتبدیل میشود.
همهی بازاریابان میدانند استراتژی محتوا تا چه اندازه در موفقیت بازاریابی نقش دارد. حتی میتوان گفت تفاوت میان شناخته شدن و نشدن برند به محتوا بستگی دارد. به همین دلیل ۸۶ درصد بازاریابان B2C (تجارت بین کسبوکار و مصرف کننده) و ۹۱ درصد بازاریابان B2B (تجارت بین دو کسبوکار) از محتوا برای درگیر کردن مخاطبان استفاده میکنند. با وجود اینکه بازاریابی محتوا به شکلی گسترده مورد استفاده قرار میگیرد، اما یک مشکل مشترک میان تمام مصرفکنندگان آن وجود دارد. مشکل این است که کسبوکارها به طور دائم محتوا تولید نمیکنند. اغلب زمانی سراغ تولید محتوا میروند که بخواهند برای کمپین یا رویداد خاصی تبلیغ کنند. البته استفاده از محتوا در چنین مواردی درست است اما اگر مستمر باشد ارتباط بیشتری با مخاطب برقرار کرده و نتایج بهتری دارد.
محتوا، استراتژی نیست که با یک یا دو بار استفاده جواب دهد. بسیاری از بازاریابان برای ماندگاری نام برند از محتوا استفاده میکنند. این افراد باید بدانند رمز موفقیت در تولید محتوای پیوسته است.

یکی از ویژگیهای محتوای ارزشمند این است که طبق آخرین اخبار نوشته شده و به روز باشد. محتوای قدیمی هیچ ارزشی ندارد و هیچ مخاطبی را جذب نمیکند. شناسایی نیاز، تولید محتوای با ارزش برای رفع آن و اشتراکگذاری در وبسایت و شبکههای اجتماعی از مراحل بازاریابی محتوا هستند. از آنجایی که هر روز موضوعات جدیدی نیاز به رسیدگی دارند درنتیجه تولید محتوا نیز باید پیوسته باشد. بازاریابان مانند موسیقیدانان هستند. شخصی که آهنگ پرطرفداری را میسازد نامش سر زبانها میافتد و تا مدتها با همان یک آهنگ شناخته میشود. اما هنرمندی که به طور دائم قطعات موسیقی زیبا درست میکند به مرور زمان معروفتر میشود و طرفداران سبک خودش را جذب میکند. تأثیر محتوای پیوسته نیز برای برندها به همین صورت است.

هیچ برندی دوست ندارد نامش تنها یک بار سر زبانها بیفتد. تولید محتوای ارزشمند در زمینهی کاری مورد نظر یعنی به مخاطبان خود اهمیت میدهید. سه روش زیر به پیادهسازی استراتژی تولید محتوای پیوسته کمک میکنند.
یکی از ویژگیهای خوب محتوا این است که هر برندی میتواند در مورد هر موضوعی مقاله بنویسد. تنها موضوعی که اهمیت دارد این است که سبک نوشتن مقاله باید در تمام محتوا یکسان باشد. مهم نیست مطب در مورد آخرین اخبار صنعت نوشته شده است یا در مورد انرژی سبز صحبت میکند. مخاطب از روی سبک مقاله باید متوجه شود محتوا توسط چه برندی نوشته شده است.
مخاطبان و سبکی که محتوا را بر اساس آن تولید میکنید، صدای شما هستند. زمانی که از شیوهی همیشگی فاصله میگیرید و با سبکی متفاوت محتوا تولید میکنید، مخاطب متوجه این موضوع میشود و از برند فاصله میگیرد. لحن مطالبی که مینویسید طنز است یا جدی؟ آیا ترجیح میدهید مخاطبان خودشان راه حلی برای رفع مشکل ارائه دهند یا شما چند راه حل ارائه میدهید؟ پیش از هر چیزی نحوهی نوشتن و نحوهی شنیدن مخاطبان را مشخص کرده و سپس از این اطلاعات برای بازاریابی بهتر محتوا استفاده کنید.
یک برند هر تعداد محتوا که بخواهد تولید کرده و با هر سرعتی که بخواهد منتشر میکند. اما حجم و سرعت تنها عوامل مهم و تأثیرگذار نیستند. زمانبندی کمک میکند محتوا در بهترین شرایط زمانی در اختیار کارمندان هدف قرار بگیرد. برای این منظور یک تقویم ویرایشی محتوا تهیه کنید. ایدهها، کمپینها و پروژههای جدید را در آن یادداشت کنید. سپس بر اساس نیاز و در زمان مناسب از آنها استفاده کنید.
محتوا و ابزارهایی که برای ارزیابی آن استفاده میشود باید در جهت رسیدن به هدف اصلی برند باشد. جذب مخاطب، افزایش مشتری، کسب رتبهی بهتر در موتورهای جستجو نمونههایی از اهداف بازاریابی محتوا هستند. تعیین هدف مشخص به حفظ یکپارچگی محتوا و تولید پیوستهی آن کمک کرده و روند ارزیابی را تسهیل میکند.
مطمئنا یک نفر به تنهایی دانش کافی برای تولید محتوای کل شرکت را ندارد و این کار باید به صورت گروهی انجام شود. از افراد متخصصی که ایدههای خوبی دارند کمک بگیرید و بخواهید در مورد موضوعات روز مطلب بنویسند. رهبران و افراد با تجربه، بیشتر از دیگران موضوعات مهم صنعت را میشناسند. از این اطلاعات برای تولید محتوا در مورد موضوعات مهم استفاده کرده و مخاطبان بیشتری را جذب کنید. کمک گرفتن از افراد با تجربه کیفیت و پیوستگی محتوای تولید شده را بالا میبرد.